من نه عاشق بودم
و نه محتاج نگاهي
که بلغزد بر من،
من خودم بودم و
يک حس غريب
که به صد
عشق و هوس ميارزيد
نوشته شده توسط hossein.f در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت
مرا اينگونه باور کن...
کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته...
خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟!
نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟
که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟
مرا اينگونه باور کن
نوشته شده توسط hossein.f در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 15:4 موضوع | لینک ثابت
امشب دلم گرفته بود مي خواست يه کم بباره
يادش نبود که اشکم بهونتو مياره
يادش نبود آسمون نباشي نمي باره
يادش نبود که اشکام واسه تو بي قراره
ميترسيدم گريه کنم آخه اين اشکاي من
هر وقت تورو مي بينه ميل به گريه داره
چيکار کنم جونمي با تو زمستونم بهاره
چيکار کنم با اين دل که وقتي يادت مي افته
باز دوباره گيه رو ياد چشام مياره
چيکار کنم با دنيا خيلي ازش ميترسم
ميترسم آخرش يه روز داغت رو.رو دلم بذاره
تو که خوب مي دوني اين حسرت عاشقي
منو يه روز مي کشه اما ميگم عزيزم
اگه واسه تو باشه هيچ اشکالي نداره


نوشته شده توسط hossein.f در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 14:8 موضوع | لینک ثابت
تقدیم به تنها بهونه زندگیم: فاطمه
بی تو تنها و اسیرم توی این دیار غربت
بی تو گنگ و بی مسیرم توی جاده های حسرت
بی تو این دستای سردم بوی زندگی نداره
بی تو این دل پر دردم اشک دل تنگی می باره
بی تو این شعرا تو قلبم دونه غم رو می کاره
بی تو این قافیه هامم هیچ بهونه ای نداره
بی تو همه زندگیم مثل یه پاییز زرده
بی تو تو بهار که باشم واسم یه بهار سرده
بی تو از زندگی سیرم کاش بدونی کاش بدونی
بی تو از غصه می میرم کاش بمونی کاش بمونی...
نوشته شده توسط hossein.f در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
نوشته شده توسط hossein.f در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت
شیشه ای می شکند...یک نفر می پرسد...که چرا شیشه شکست؟
مادری می گوید...شاید این رفع بلاست یک نفر زمزمه کرد...باد سرد
.وحشی مثل یک کودک شیطان آمد،شیشه پنجره را زود شکست
کاش امروز که دلم مثل آن شیشه مغرور شکست
عابری خنده کنان می آمد...تکه ای از آن را بر میداشت
.مرحمی بر دا تنگم می شد...اما امروز دیدم...هیچ کسی هیچ نگفت
قصه ام را نشنید...از خودم می پرسم
...آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است
نوشته شده توسط hossein.f در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 20:49 موضوع | لینک ثابت
آخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا آنجا گورستان عشق من است
نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:47 موضوع | لینک ثابت
روبروی خونمون پنجره ای رو به خدا بود یه روزی
خیلی کم وا میشد اماّ قبله عشق و صفا بود یه روزی
ناگهان یه روز دیدم اون پنجره با گل و خاک بسته شده
بسکه اون بالا نگاه کرده چشام ، مژه هام دونه دونه خسته شده
نه نه نه نه نه حالا زوده نا امید بشم من
تا دنیا دنیاست عاشقم من رفته اما مونده خاطراتش به خدا هر جاست عاشقم من
نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت
من همیشه ترا ستایش می کنم
من همیشه بهار را در چشمان تو می بینم
من همیشه از دوریت رنج می برم
من همیشه محو تما شا ی نگا هت هستم
من همیشه مشتاق شنیدن صدایت هستم
من همیشه همجا فقط ترا می بینم
من همیشه در التهاب دیدارت می سوزم
من همیشه برایت بهترین ترانه ها را می سرایم
اگه تو دنیا قرار بود جای چیزی باشم
دوست داشتم اشک تو باشم
که توی چشمات متولد شم
رو پلکات جون بگیرم
رو لبهاتم بمیرم

نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:35 موضوع | لینک ثابت
دلم تنگ است
دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد
نه ديداري نه بيداري
نه دستي از سر ياري
مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري

نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:33 موضوع | لینک ثابت
به تو مي اند يشم
يك روز آمدي و گفتي : دوستت دارم
فرداش آمدي و گفتي : دوست دارم براي هميشه
مرا در سينه نامي نقش بسته که نوشته : به تو مي انديشم
پس ... دوستت دارم و ... براي هميشه .... به تو مي انديشم .
نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:28 موضوع | لینک ثابت
خدایا!یا ما را به راه راست هدایت کن
یا راه راست را به سوی ما کج کن
نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت
امیدوارم همیشه دلاتون شاد و لباتون خندون باشه
ببخشید دیر اپ کردم راستش...
حرفی واسه گفتن ندارم!!!
دوستت دارم مهربونی که نمی دونی دوست دارم.
نوشته شده توسط hossein.f در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 21:18 موضوع | لینک ثابت
اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز می کشم و می میرم
مرگ
نه سفری بی بازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن تو ست
درست
آن موقع که باید دوست بداری

نوشته شده توسط hossein.f در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 22:47 موضوع | لینک ثابت
محبوبم! اشک هایت را پاک کن!
زیرا عشقی که چشمان ما را گشوده و ما را
خادم خویش ساخته، موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی می دارد.
اشک هایت را پاک کن و آرام بگیر،
زیرا ما با عشق میثاق بسته ایم و
برای آن عشق است که رنج نداری، تلخی بی نوایی
و درد جدایی را تاب می آوریم.
نوشته شده توسط hossein.f در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 22:44 موضوع | لینک ثابت
نمازم را رو به قبله تو ميخوانم
لبانم بر لبانت رقص مقدس بوسه ميگيرد
و حاجت دلم را از دستان تو .
از بوسه هايت جان ميگيرم
و در ايوان خانه بنفشه ها را ميچينم.
گيسوانم را به دست باد ميدهم
تا مروايد برف بر انها بنشيند.
با هم ديم ميكاريم در دستانمان
و منتظر رويش محبت ميشويم در باران
نوشته شده توسط hossein.f در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 22:38 موضوع | لینک ثابت
تا حالا این حس رو تجربه کردی...
دیدی که چه حس قشنگیه...
تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی
باشی...
تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم...
تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی...
تا حالا شبها وقتی همه خوابن تو خلوت خودت
به خاطر وجود کسی گریه کردي...
تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی...
آره!! ؟؟؟
به این میگن عشق...!!!
حس قشنگیه! نه؟
نوشته شده توسط hossein.f در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 22:47 موضوع | لینک ثابت
سلام خدا من دارم از زمین برات زنگ میزنم
فکرنکنی اونیکه زنگ میزنه مزاحم تلفنی
تورو خدا قطع نکنی منم رفیق زمینی
راستی خدا تو آسمون ستاره ها با هم خوبن؟
اونجا دروغ وحرف زشت ستاره ها آیا میگن؟
امشب دلم گرفته بود خواستم که درد ودل کنم
هر کس به فکر خودشه من با کی درد ودل کنم؟
راستی خدا! زمین هواش دود ودمه
توی دلای آدماش پر از غمه
اون نامه رو دستای من با خواهش دلم نوشت
پست می کنم این نامه رو به آدرس تو در بهشت
راستی خدا ! با ور داری دوستت دارم خیلی زیاد!!!!
از راه دور میبوسمت شاید منو یادت بیاد
قربون تو خدا برم کاری نداری به دلم
شرمندتم که نیمه شب کلی مزاحمت شدم
نوشته شده توسط hossein.f در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 22:44 موضوع | لینک ثابت
شبحی چند شبی است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش راستی این شبح هرشبه تصویر تو نیست؟ پس چرارنگ تو وآینه این طور یکی است؟ عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش آن الفباکه همه ورد زبانم شده بود و تماشاگر این خیل تماشا شده است
یک نفرساده چنان ساده که از سادگیش
یک نفرسبزچنان سبز که از سرسبزیش
آی بی رنگتر از آینه یک لحظه بایست
اگراین حادثه ی هر شبه تصویرتو نیست
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
اینک از پشت آینه پیدا شده است
نوشته شده توسط hossein.f در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 22:42 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط hossein.f در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 22:39 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

با سلام
یک قطره آرامش برای پاک شدن یک دریا کافیست
یک قطره امید برای رنگ کردن رویاها کافی است
یک قطره عشق برای باران شدن کافی است
یک قطره برایم کافی است
blackpanda73@yahoo.com
فهرست اصلی
دوستان
عکس
دوستان
zibaye khofte
omid
mina
atefeh
behrouz
kimia
آموزش برنامه نويسي
yalda
taiebeh jan
parvaze eshgh
hedieh
sara
fateme esteghlali
shakiba
نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1386
طراح قالب
POWERED BY